google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | داستان های باستانی - Ancient stories

سیل بزرگ

سیل بزرگ

مقدار زیادی از ادبیات باستانی بین النهرین به ما رسیده است که بیشتر آن در کتابخانه های سلطنتی مربوط به دوران آشور و اواخر بابل یافت می شود. این ادبیات به خط میخی نوشته شده است و شامل دعاها، سرودها، اسطوره ها، اشعار حماسی، مجموعه ضرب المثل ها، آثار الهیات، فلسفه، سیاست و طالع بینی، کتاب های طلسم، سوابق تاریخی و بسیاری از انواع دیگر متون است. شناخته شده ترین اثر ادبیات بین النهرین حماسه گیلگمش است که به شکلی که به ما رسیده است، مربوط به حدود 2000 پیش از میلاد است. این شعر بلند به دلیل پیش از تاریخ گذاری داستان کتاب مقدس کشتی نوح با بیان یک سیل در سراسر جهان مشهور است.

اولین مهاجرت های بین المللی


بین پوتازی در اواخر دهه ۲۰ قبل از میلاد

در این نامه آمده است که کشتی نوح در کوه آرارات در ترکیه به طور خاص لنگر انداخت و پیامبر نوح (ص) پدر بشر در کشتی بود، که این چیزی است که یهودیان و مسیحیان معتقدند. اما در اسلام، اعتقاد بر اینست که کشتی نوح در کوفا در نزدیکی بابل لنگر انداخته است. از آنجا که اولین جامعه انسانی پس از سیل تأسیس شد و سپس انسان ها به بقیه کشورها مهاجرت کردند و به این ترتیب این سیاره خاستگاه تمام سویه های انسانی است که در حال حاضر بر روی زمین وجود دارد. با این حال، اولین تمدن های انسانی در نقاط غربی ظهور کردند و مدت زیادی از این دوره نگذشت که توسط جمعیت های مهاجر ، کشورهای مختلف تا دره بین البره تأسیس شدند و این جوامع اولین سومری ها هستند که قدرتمندترین مهاجران از مناطق کوهستانی جدا شده از دره بین پوتایی در کنار دریا هستند، همان طور که در دال های گلی (آنچه سومری ها گزارش دادند که خانه را در سرزمین کوهستانی در دسترس دریا ترک کرده اند)

بسیاری از داستان های کتاب مقدس از جمله ، شش روز افرینش – داستان ادم و حوای اولیه – داستان سیل نوح و… ابتدا در متون لوح های سومری امده قبل از اینکه دینی به وجود اید.

شوروپاک شهری باستانی در عراق است. سال ۱۹۳۱ حین حفاری این شهر باستانی سومری. باستان شناسان انچه را یافتند که معتقدند شواهدی بر جا مانده از امدن سیل در حدود ۳۰۰۰ سال قبل مسیح است. طبق گزارشات متون باستانی “نامه پادشاهان سومری ” پادشاه “زیوسدرا” یا همون نوح اخرین حاکم پیش از یک سیل عظیم بر روی زمین بوده!

باستان شناسان در شهر شوروپاک رسوباتی رو کشف کردند که نشان از یک سیل عظیم در ۵۰۰۰ سال پیش دارد. و تنها بازماندگان از سیل زیوسدرا یا همان نوح پیامبر است.

از داستان نوح گرفته تا داستان های خلقت و همچنین آفرینش انسان و… که در کتابهایی مثل انجیل و تورات آمده است همگی ریشه در روایات بین النهرینی دارند که هزاران سال پیش بر روی الواح گلی نوشته شده اند.

داستان طوفان نوح به روایت سومریان است.

انلیل فرزند نامشروع پادشاه نیبیرو ، انو از سیاره انوناکی ها بود. از زاد و ولد انسان های جهش یافته و افزایش جمعیت خیلی نگران و ناراحت بود این مسائل در کتیبه ها بدقت و مفصل در موردش صحبت شده است که در آن دوران نگاشته شده است.

انکی هم که معنی خدای دریاها بوده و یکی از مسئولین روی زمین علاوه بر انلیل بوده او باعث این افزایش جمعیت بود پس اختلافاتی بین این دو همیشه چه بر سر قدرت چه بر سر این موضوع ادامه داشته؛ تا جایی که انلیل تصمیم میگیرد که نژاد بشری را نابود کند. با همون سیستم طوفان که ما میشناسیمش اما داستانش چیزی نیست که در کتب مذهبی اورده شده! در این داستان در کتیبه امده انکی طرف انسان رو میگیرد و نقش نجات دهنده رو بازی می کند.

طبق الواح سومری انکی به زیوسدرا «همون نوح» توصیه و دستور می دهد تا کشتی بسازد. خیلی ها اعتقاد دارند زیر دریایی بوده البته باورش برای همه سخت است .این داستان ها زمانی سروده و مکتوب شده که هیچ دینی وجود نداشته!

در شهر باستانی “اور” در عراق و دیگر شهر های باستانی در عراق شواهدی دال بر یک سیل بزرگ را داریم. همچنین در افسانه های زیادی در تمام دنیا از یک سیل بزرگ سحن گفته شده است.

گیلگمش پس از شنیدن اینکه جایگاه وی برای زندگی در جهان زیرین اهمیتی ندارد ، وحشت می کند و اوتناپیشتیم را جستجو می کند ، که پس از زنده ماندن در سیل فرستاده شده توسط خدایان برای نابودی بشریت ، به جاودانگی رسیده است. جاودانگی در اسطوره آداپا نیز مورد توجه قرار می گیرد. امتناع تصادفی آداپا از خوردن غذای جاودانگی ای که خدایان به او پیشنهاد می کنند ، به عنوان توضیحی برای این واقعیت است که انسان ها امی میرند ، استفاده می شود.

همچنین در اسطوره های بین النهرین رایج است مفهوم تکرار شونده که هدف بشریت خدمت به خدایان است. در تمام اسطوره های آفرینش ، انسان ها فقط به وسیله خدایان ساخته می شوند تا در زمینه ها یاری کنند یا قربانی کنند. هنگامی که آنها بیش از حد زیاد ، بلند و یا آزار دهنده هستند ، خدایان تلاش می کنند جمعیت را از طریق طاعون ، خشکسالی و مشهورترین سیل کنترل کنند. این بی اعتنایی به زندگی بشر ، بر سلسله مراتبی که در آگاهی بین النهرین وجود داشته است ، تأکید می کند و انسان ها نیز به عنوان تمایل به خواست خدایان وجود دارند.

جاودانگی یک هدف ثابت شخصیت ها در حماسه های بین النهرین است. فارغ از نسخه داستان ، مردی که از سیل جان سالم به در می برد ، خواه آتراهازیس ، زی اود سوره ، یا اوتناپیشتیم ، توسط خدایان جاودانه می شود. این شخصیت سپس دوباره در حماسه گیلگمش ظاهر می شود ، هنگامی که گیلگمش پس از شنیدن داستان ترس از مرگ و عالم اموات پس از شنیدن داستان هایی از دوستش انکیدو ، در جستجوی جاودانگی است ، در مورد آنچه در انتظار بشریت پس از مرگ است.


سیل نوح و سیل گیلگمش

حماسه گیلگمش از زمان کشف آن در اواسط قرن نوزدهم در ویرانه های کتابخانه بزرگ در نود و، با گزارش خود از سیل جهانی با شباهت های قابل توجهی با سیل زمان نوح مورد توجه مسیحیان بوده است. بقیه حماسه که احتمالاً به هزاره سوم قبل از میلاد برمی گردد، حاوی ارزش کمی برای مسیحیان است، چرا که مربوط به چند خدایی معمولی مرتبط با مردمان بت پرست آن زمان است. با این حال برخی مسیحیان ایده های آفرینش و زندگی پس از مرگ ارائه شده در حماسه را مورد مطالعه قرار داده اند. حتی دانشمندان سکولار شباهتهای بین حساب های بابلی، فنیقی و عبری را به رسمیت شناخته اند، اگرچه همه حاضر نیستند ارتباطات را چیزی بیش از اسطوره مشترک بدانند.

داستان های سیل متعددی وجود داشته است که از منابع باستانی پراکنده در سراسر جهان شناسایی شده اند. در حالی که تفاوت هایی بین حساب های سیل اصلی سومر و بعدها بابلی و آشوری وجود دارد، بسیاری از شباهت ها به طرز چشمگیری به حساب سیل جنسیس نزدیک است. حساب بابلی دست نخورده ترین است که تنها هفت خط از ۲۰۵ خط از دست رفته است

حماسه گیلگمش بر روی دوازده لوح بزرگ موجود است و همچنین به زبان های اولیه دیگر ترجمه شده است. قرص های واقعی به حدود سال ۶۵۰ قبل از میلاد برمی گردد.

حماسه در قالب شعر سروده شده است. چهره اصلی آن گیلگمش است که در واقع ممکن است فردی تاریخی بوده باشد. فهرست پادشاه سومر گیلگمش را در اولین دودمان اورک نشان می دهد که به مدت ۱۲۶ سال سلطنت می کند. این طول زمان مشکلی نیست اگر با سن پدرسالاران پیش از سیل کتاب مقدس مقایسه شود. در واقع پس از گیلگمش، پادشاهان در مقایسه با امروز زندگی عادی می کردند.

داستان با معرفی اهن قهرمان گیلگمش شروع می شود. او کسی بود که دانش و حکمت زیادی داشت و اطلاعات روزهای قبل از سیل را حفظ می کرد. گیلگمش تمام کاری را که انجام داده بود بر روی لوح های سنگ نوشت، از جمله ساختن دیوارهای شهر اورک و معبد آن برای انا. با این حال او حاکمی ستمگر بود.

نمسیس—انکیدو— پس از یک مبارزه بهترین دوستان گیلگمش می شوند. این دو با رفتن به ماجراهای خطرناک زیادی برای کسب شهرت که در آن انکیدو در نهایت کشته می شود. گیلگمش سپس تصمیم می گیرد که جاودانگی را ، اکنون که از مرگ می ترسد پیدا کند. با این جستجو است که او با Utnapishtim، شخصیت بیشتر شبیه به نوح کتاب مقدس ملاقات می کند.

به طور خلاصه، Utnapishtim پس از ساخت کشتی جاودانه شده بود. او تمام خویشاوندانش و تمام گونه های موجودات را سوار کشتی کرد. اوتنپیشتیم پرندگان را برای یافتن زمین آزاد کرد و کشتی پس از سیل بر کوهی فرود آمد. پس از آن داستان با داستان هایی از دیدار انکیدو از دنیای زیرین به پایان می رسد.

فرمان اوتناپیشتیم برای ساخت قایق قابل توجه است: ای مرد شوروپاک، پسر اوبار-توتو، خانه تو را پاره کن، کشتی بسازی؛ ثروت را رها کن ، زندگيت رو نجات بده. از انواع چیزهای زنده و دانه به کشتی بیاور.

معانی نام قهرمانان اما مطلقاً ریشه یا اتصال مشترکی ندارد. نوح به معنای استراحت است، در حالی که اوتناپیشتیم به معنای یاور زندگی است. هر دوی آن ها در مقایسه با اطرافین خود درست کار و نسبتاً بی تقصیر محسوب می شدند.

ناجی اینانا، انکی، خدای آب، باروری مردان و خرد بود. او هنر، صنایع دستی، سحر و جادو و هر جنبه ای از تمدن خود را اختراع کرد. بر اساس مثانه آفرینش سومری که به نام پیدایش اریدو نیز نامگذاری شده است، این انکی بود که در زمان سیل بزرگ به پادشاه زیوسودرا از شوروپاک هشدار داد تا کشتی به اندازه کافی بزرگ بسازد تا هر حیوان و فردی در داخل جا شود.

سیل هفت روز و شب به طول انجامید و پس از آن اوتو در آسمان ظاهر شد و همه چیز به حالت عادی بازگشت. از آن روز انکی به عنوان منجی بشر پرستش می شد.

انکی اغلب به عنوان مردی پوشیده از پوست ماهی به تصویر کشیده می شود. در مهر آدا، او با دو درخت در کنار او نشان داده شده است، که نماد جنبه های زن و مرد طبیعت است. او کلاه مخروطی و دامن پرت شده می پوشد و جریانی از آب به هر یک از شانه هایش جاری می شود.

دین بین النهرین شرک بود و پیروان آن چندین خدای اصلی و هزاران خدای فرعی را می پرستیدند. سه خدای اصلی Ea (به سومری : Enki خدای خرد و جادو، آنو به سومری : An ، خدای آسمان، و انلیل Ellil، خدای زمین، طوفان ها و کشاورزی و کنترل کننده سرنوشت بودند. ایا هم در حماسه گیلگمش و هم در داستان سیل بزرگ خالق و حافظ بشریت است.

در داستان آخر، Ea انسان ها را از خاک رس ساخت، اما خدای Enlil با ایجاد سیل به دنبال نابودی بشریت بود Ea به انسان‌ها کشتی داد و بشر نجات یافت. اگر این داستان آشنا به نظر می رسد، باید؛ داستان‌های مذهبی اساسی بین النهرین در مورد باغ عدن، سیل بزرگ و ایجاد برج بابل به کتاب مقدس راه یافته باشد و دین بین النهرین بر مسیحیت تأثیر گذاشته باشد.

هر شهر بین النهرینی خدا یا الهه حامی خاص خود را داشت و بیشتر آنچه از آنها می دانیم از طریق لوح های گلی که عقاید و اعمال مذهبی بین النهرین را توصیف می کند، منتقل شده است. یک پلاک سفالی نقاشی شده از 1775 قبل از میلاد نمونه ای از پیچیدگی هنر بابلی را نشان می دهد که الهه ایشتار یا خواهرش ارشکیگال را به همراه موجودات شب به تصویر می کشد.


قرص یازده

گیلگمش مشاهده می کند که اوتناپیشتیم هیچ فرقی با خودش ندارد، و از او می پرسد که چگونه جاودانگی خود را به دست آورده است. اوتناپیشتیم توضیح می دهد که خدایان تصمیم گرفتند سیل بزرگی بفرستند. برای نجات اوتناپیشتیم ، خدای انکی به او گفت که یک قایق بسازد. ابعاد دقیقی به او داد، و آن را با زمین و بیتوم مهر و موم کرد. تمام خانواده اش به همراه صنعتگرانش و تمام حیوانات میدان به کشتی رفتند. پس از آن طوفانی خشن به وجود آمد که باعث شد خدایان وحشت زده به آسمان عقب نشینی کنند. ایشتار نابودی بشریت را گریه کرد و خدایان دیگر در کنار او گریه کردند. طوفان شش روز و شب به طول انجامید و پس از آن همه انسان ها به روی خاک نشستند. اوتناپیشتیم وقتی نابودی را می بیند گریه می کند. قایقش به کوهی تسلیم می شود و کبوتر، پرستو و کلاغ سیاه را آزاد می کند. هنگامی که کلاغ سیاه نتواند برگردد، کشتی را باز می کند و ساکنان آن را آزاد می کند. اوتناپیشتیم به خدایان قربانی می دهد که بوی شور شیرین را می دهند و دور هم جمع می شوند. ایشتار عهد می کند که همان طور که هرگز گردنبند درخشانی را که به گردنش آویزان است فراموش نخواهد کرد، همیشه این را به یاد خواهد داشت. وقتی انلیل می رسد، عصبانی می شود که بازماندگانی وجود دارند، او را به دلیل تحریک سیل محکوم می کند. انکی همچنین او را به خاطر ارسال مجازات نامتناسب اخته می کند. انلیل اوتناپیشتیم و همسرش را برکت می دهد و به آن ها پاداش زندگی ابدی می دهد. این حساب تا حد زیادی با داستان سیل که حماسه آترا-هاس را به پایان می رساند مطابقت دارد.


فهرست پادشاه سومر: ۱-۳۹ پس از نزول شاهنشتی از بهشت، شاهنشتی در Eridug بود. در Eridug، Alulim پادشاه شد بعد آلجار حکومت کرد. بعد آن ها حکومت کردند. بعد پادشاهی به Bad-tibira بد-تیبیرا واگذار شد. بعد ان-من-لو-آنا En-men-gal-ana حکومت کرد. بعد دوموزید حکومت کردو بعد پادشاهی به لاراگ برده شد. در لاراگ، En-sipad-zid-ana حکومت کرد. سپس لاراگ سقوط کرد و پادشاهی به زیمبر برده شد. در زیمبر، En-men-dur-ana پادشاه شد. سپس زیمبر سقوط کرد و پادشاهی به کوروپاگ برده شد. در کوروپاگ، اوبارا-توتو پادشاه شد. در 5 شهر 8 پادشاه به مدت 241200 سال حکومت . سپس سیل فرا رسید

بنابراین، اولین انسان در Eden ایجاد شد.

از ادن در حماسه گیلگمش به عنوان باغ خدایان یاد شده است و ظاهراً در جایی بین رودخانه های دجله و فرات در بین رودهای باستان قرار داشته است. ادن یک کلمه سومریان باستان است که به معنای 'زمین مسطح' است.

اتانا پادشاه سابق سومریان شهر کیش بود.

بر اساس فهرست پادشاه سومر، او پس از سیل سلطنت کرد.

او به عنوان جانشین آرویوم پسر ماشدا ظاهر می شود.

UTNAPISHTIM - در حماسه گیلگمش ، مرد خردمند و متقی که توسط خدای Ea از سیل قریب الوقوع اخطار داده می شود ، و به همراه همسرش و "بذر زندگی" کشتی درست می کند و از غرق شدن جان سالم به در می برد. پس از طغیان بزرگ به او و همسرش جاودانگی اعطا شد و در "دور" در دهانه رودخانه ها زندگی می کنند (از اوتناپیشتیم نیز به عنوان "دور" یاد می شود) وی در نزد سومریان به Ziusudra نیز معروف بود و اولین بار در The Epic of Atrahasis با این نام ظاهر شد. "Utnapishtim" به عنوان "او که زندگی را دید" ترجمه می شود زیرا او تنها مردی بود که از طغیان بزرگ جان سالم به در برد. شباهت های زیادی بین داستان بسیار قدیمی تر طوفان بین النهرین و داستان کتاب مقدس نوح در پیدایش ذکر شده است.

EA / ENKI - خدای حکمت و آبهای شیرین بابلی ، که در سومریه با نام Enki شناخته می شود و اکدیان را معرفی یا حداقل توسعه بیشتری می دهد. او خدای جادو بود که پدرش آپسو را شکست داد و زمین را آفرید. Ea / Enki یکی از مهمترین و محبوب ترین خدایان در پانتئون بین النهرین بود و به طور برجسته در داستان سیل بزرگ ظاهر می شود که در آن او با توصیه به مرد خوب Atrahasis برای ساختن کشتی قبل از آمدن آب ها و در نزول معروف ، بشر را نجات می دهد. از اینانا ، وسیله ای برای نجات الهه از جهان زیرین فراهم می کند. او در بین خدایان داناتر و حامی صنعتگران ، صنعتگران و جن گیر بود. در داستان اینانا و خدای خرد او به خود اجازه می دهد مست شود و مه ، هدایای تمدن و دارایی خدایان را به اینانا می دهد ، زیرا می داند آنها را به بشریت پراکنده خواهد کرد. او به طور یکنواخت به عنوان دوست انسانها و طرفدار آنها در میان خدایان به تصویر کشیده شده است.

در سال ۱۹۳۱ در شوروپاک شهری در جنوب مرکزی عراق حین حفاری این شهر باستانی سومری . باستان شناسان آنچه را یافتند که معتقدند شواهدی بر جا مانده از آمدن سیل در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از مسیح است. طبق گزارشات متون باستانی “نامه پادشاهان” سومری “ پادشاه “زیوسدرا ” یا همان نوح آخرین حاکم پیش از یک سیل عظیم بر روی زمین بوده !!!

باستان شناسان در شهر شوروپاک رسوباتی را کشف کردند که نشان میدهد یک سیل عظیم در ۵۰۰۰ سال پیش رخ داده است. این یک رابطه است که نشان می دهد به احتمال قوی داستان سیل کتاب مقدس درست باشد و راهی است که می توانیم ثابت کنیم که می تواند درست باشد در این متون سومری نوشته شده تنها بازمانده از سیل زیوسدرا یا همان نوح هست.

داستان نوح و سیل ، داستان خلقت و همچنین آفرینش انسان و… برمی گردد به سومر باستان و ریشه ادیان کپی برداری شده از این متون سومری است . روایات کتب مقدس تا حدودی از روی روایات بین اانهرینی گرفته شده است . انلیل فرزند نامشروع پادشاه نیبیرو (آنو) سیاره آنوناکی ها بود از زاد و ولد انسان های جهش یافته و آفزایش جمعیت خیلی نگران و ناراحت بود این مسائل در کتیبه ها بدقت و مفصل در موردش صحبت شده در اینجا خلاصه مطلب را آورده ایم .

انکی هم که به معنی خدای دریاها بوده و یکی از مسوولین روی زمین، علاوه بر انلیل بوده که باعث این افزایش جمعیت بود، پس اختلافاتی بین این دو همیشه چه بر سر قدرت چه بر سر این موضوع ادامه داشته تا جایی که انلیل تصمیم می گیرد که نژاد بشری را نابود کند و این کار را با همان سیستم طوفان که ما می شناسیم اما داستانش چیزی نیست که در کتب مذهبی آورده شده ! در این داستان در کتیبه آمده انکی طرف انسان رو می گیرد و نقش نجات دهنده را بازی می کند.

طبق الواح سومری انکی به زیوسدرا (نوح) توصیه و دستور می دهد کشتی بسازد (خیلی ها اعتقاد دارند زیر دریایی بوده البته باورش برای همه سخت است ) باز هم تکرار میکنم این داستان ها زمانی سروده و مکتوب شده که هیچ دینی وجود نداشته.

در شهر باستانی “اور ” در عراق و دیگر شهرهای باستانی در عراق شواهدی دال بر یک سیل بزرگ را داریم. ما در افسانه های زیاد در تمام دنیا از یک سیل بزرگ حرف می زنند. سیلی که از سوی خدایان فرازمینی نازل شده !


آثار باستانی عراق توسط خود شهروندان دزدبده و غارت شد .

غارتگران به زور وارد موزه ملی عراق شدند ، تمام وسایل را به غارت بردند مانند ابزار آلات موسیقی و لوحه هایی با خط میخی که گفته شده تاریخ آن ها به ۶۰۰۰ سال قبل بر می گرده …شجره نامه و تاریخچه خدایان فرازمینی باستانی آنجا بود و همینطور داستان های سیل نوح یا همان زیوسدرا ..

اساساً ، در افسانه های بودایی ، کوه SUPERU یک نماد جهان وطنی جهانی است.

Meru یا Sumeru "خوب Meru" کوهی مقدس در کیهان شناسی هندوئیسم و \u200b\u200bبودیسم است ، جایی که به عنوان مرکز همه جهان مادی و معنوی در نظر گرفته می شود. اقامتگاه برهما و سایر شیاطین در نظر گرفته شده است.

در برخی منابع هندو ، از مرو بعنوان یکی از 16 قله هیمالیا نام برده شده است که از طغیان سیل جان سالم به در برد و از آب بالا آمد. در میان نام های مدرن قله های هیمالیا کوه مرو نیز وجود دارد. تقریباً در همه منابع اولیه ، کوه مرو در انتهای شمال واقع شده است.

سیل مطابق داستان قصه گو سومری ، پس از خدایان خلق مردم رخ داد. متأسفانه افسانه فقط در یک مورد به ما رسید. و سپس ، لوحی که دانشمندان در نیپور کشف کردند به شدت آسیب دیده است و بخشی از سوابق برای همیشه برای محققان گم شده است. علامت سیل به عنوان سندی در نظر گرفته شده و از اهمیت بسیاری برای تاریخ بشر برخوردار است. فاقد بالای لوح است ، که شامل 37 خط از حماسه سیل باستان سومری بود. در این قسمت ، ظاهراً ، در مورد دلایلی که چرا خدایان تصمیم به نابودی مردم می گیرند ، گفته شده است. متن مرئی با تمایل خدای متعال برای نجات بشریت از انقراض کامل آغاز می شود. آنها با این عقیده رانده می شوند که دینداری و تکریم کسانی که آنها را آفریده اند ، به مردم باز خواهد گشت ...

تمام اقامتگاهها و تمام شهرها را یک طوفان مصیبت بار جارو خواهد کرد که باعث نابودی بشریت و فرزندانش خواهد شد . در جلسه ای که انلیل تشکیل داد حکم نهایی را صادر کرده . این تصمیم آنو و انلیل است و نینماه هم همین را گفته . اکنون به جملاتم خوب دقت کنید من این پیام را خودم دیده ام و حالا برای شما بازگو می کنم .

برای ساختن این کشتی شما بایدخانه خودرا ترک کنید . دارایی های خود را رها کنید تا زندگی خود را نجات دهید . قایقی که شما باید بسازید ، اندازه و نقشه اش در یک لوج نشان داده شده است . من کلبه نی را ترک خواهم نمود و لوج هم در اختیار من است . اطمینان حاصل کن که تمام سقف کشتی پوشیده باشد . خورشید از درون ان نباید دیده شود . عناصر نگهدارنده آن باید خیلی قوی باشند . از قیر مرغوب و قوی استفاده کن تا بتواند آب را دفع کند . کشتی باید طوری باشد که بتواند بچرخد و بگردد تا بتواند از بهمن ابی جان سالم به در برد . با کمک قوم وخانواده خودت درمدت هفت روز کشتی را بساز .

در کشتی غذا و آب کافی برای خوردن و نوشیدن ذخیره کنید . حیوانات خانگی را هم به کشتی راه دهید . در روز موعود شما علامتی دریافت خواهید کرد . دران روز دریانوردی که من منصوب کرده ام ودانش لازم در مورد آبها را دارد به نزد شما خواهد آمد . این روزی است که شما باید سوار کشتی شوید ودریچه ان را محکم ببندید . سیلابی فاجعه بار و کوبنده از جنوب خواهد آمد و تمام سرزمینها و زندگی ها را در هم خواهد کوبید . کشتی شما بصورت عمودی بلند شده و دائم در چرخش و تکان خواهد بود . نترسید! دریانورد در جهتی مناسب برایتان پناهگاه امنی پیدا خواهد کرد. شما وسیله نجات جوهره بشریت متمدن خواهید بود .

وقتی که انکی صحبتهایش تمام شد .Ziusudra هیجان زده شد وروی زانوهایش به زمین افتاد . فریا د زد : فرمانروایم ! فرمانروایم ! صدایتان را شنیدم ، اجازه بدهید صورتتان را ببینم .

انکی گفت : من با شما صحبت نمی کنم Ziusudra ، بلکه با دیوار پوشیده از نی حرف میزنم !این تصمیم انلیلی است و من هم مثل همه آنوناکیها که قسم خورده اند به قسم خودم پایبند هستم .

اگر صورتم را شما ببینید ،شما وتمام زمینهایی که دوستشان دارید خواهند مرد .

حالا ای کلبه نی ! به جملاتم دقت کن . هدفی که این کشتی برایش ساخته می شود ، رازی است که شما باید از آنوناکی پنهان کنید . زمانیکه مردم شهر از شما پرسیدند که شما مشغول چه کاری هستید ؟ به آنها بگویید فرمانروا انلیل از فرمانروا انکی خشمگین است . به محل اقامت انکی کشتی رانی می کنم تا انلیل آرام شود .

برای مدتی سکوت ادامه یافت . سپس Ziusudra از پشت دیوار نی بیرون آمد . لوج لاجوردی را دید که مانند مهتاب می درخشید ، آن را برداشت . تصویری از یک کشتی روی ان کشیده شده بود . شکافها و بقیه چیزها دران موجود بود . Ziusudra انسان متمدن و خردمندی بود .او هر چیزی را که می شنید، درک می کرد .

صبح که شد او به مردم شهر گفت : فرمانروا انلیل از فرمانروا انکی ، ریسم ، عصبانی است . من متوجه شده ام که فرمانروا انلیل از من هم عصبانی است . نباید مدتی طولانی در اینجا باشم و دیگر پای به Edin نخواهم گذاشت . می خواهم به آبیزو، به قلمرو فرمانروا انکی کشتی رانی کنم . این کشتی باید به سرعت ساخته شود تا من بتوانم خیلی سریع از اینجا حرکت کنم . به این شکل عصبانیت فرمانروا انلیل فرو کش خواهد کرد و سختی ها هم تمام خواهد شد . پس از آن از جانب فرمانروا انلیل نعمتهای بسیاری به شما ارزانی خواهد شد .

خدایان سومری

هنوز صبح تمام نشده بود که مردم بخاطرZiusudra جمع شدند . آنها یکدیگر را تشویق می کردند که هرچه سریعتر کشتی او را با کمک یکدیگر بسازند .الوارهای بزرگ را برای ساخت کشتی آنها کشان کشان آوردند . مقدار کمی هم قیر ازباتلاقها به آنجا آوردند . نجارها الوارها را چکش کاری کردند وبه هم دوختند. Ziusudra در یک دیگ قیرها را ذوب کرد. با استفاده از قیر او درون وبیرون کشتی را ضد آب ساخت . طبق نقشه روی لوج کشتی در پنجمین روز تقریباً کامل شده بود .

مردم شهر مشتاقانه برای دیدن Ziusudra به کشتی غذا و آب می آوردند . آنها از شکم خود میزدند و غذا را آنجا می آوردند تا هرچه سریعتر انلیل را آرام کنند .

حیوانات چهار پا را هم سوار کشتی کردند . پرندگان نیز خود بتنهایی سوار شدند . پسرها و همسر Ziusudra هم به کشتی آمدند تا در ساختن و بعد سوار شدن به کشتی سهیم باشند . آنها آرزو داشتند که به محل زندگی فرمانروا انکی بروند و او اجازه بدهد تا آنها داخل شوند . جمعی که Ziusudra بوجود آورده بود آوازه اش به گوش مردم رسیده بود و صنعتگران در ارزوی اینکه روزی دوباره از نعمتهای انلیل بهره مند شوند صدای چکش کاریشان به گوش می رسید . درروز ششم، Ninagal ،ارباب آبهای بزرگ ، با عجله خود را به کشتی رساند . او پسر انکی بود که بعنوان ناخدای کشتی انتخاب شده بود . جعبه ای از چوب درختان سدر در دستانش قرار داشت که آن رادر گوشه ای از کشتی گذاشت . در آن جوهره و تخمهای زندگی قرار داشت که بوسیله انکی و نینماه جمع شده بود . پنهان از خشم انلیل تا زمانی که زمین مستعد حیات شود واین تخمها باعث ترویچ ان شوند. Ninagal به Ziusudra گفت: تمامی حیوانات را بصورت جفت در کشتی پنهان کن. Ziusudra, Ninagal درکشتی منتظر ورود روز هفتم بودند. در صد وبیستمین شار آنها منتظر طوفان بودند .البته این دهمین شار بود به سن زندگی Ziusudra که قرار بود طوفانی اتفاق بیفتد . در صور فلکی شیر نقش سیلاب نمودار شده بود .

اکنون زمان بررسی این مساله است که چگونه طوفان زمین را جارو کرد .اینکه چطور آنوناکی ها فرار کردند و اینکه چطور Ziusudra سوار کشتی شد و جان سالم به دربرد . در روزهای قبل از روز طوفان ، زمین با ناله و درد می غرید . در شب قبل از فاجعه ، در اسمان نیبیرو ستاره درخشانی دیده شد .

در آنجا ( زمین )، روز درتاریکی قرار داشت . وشب ماه را همچون یک هیولا بلعیده بود . زمین شروع به لرزیدن کرد . در پرتو سپیده دم ، ابر سیاهی در افق پدیدار شد .

نورصبحگاهی به تاریکی تغییر شکل می داد. آنچنان که سایه مرگ برروی آن نقابی بیاندازد . سپس صدای یک تندر غران به گوش رسید و اسمان درخشید .


رازهای باستان شناسی جالب

رازهای باستان شناسی جالب

باستان شناسی می تواند گذشته را به شیوه های شگفت انگیز و باشکوهی آشکار کند. اما هنوز بسیاری از اسرار باستان شناسی جالب وجود دارد که هنوز حل نشده اند.

باستان‌شناسی بقایای مادی زندگی‌های گذشته را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد که ما چه کسی هستیم و از کجا آمده‌ایم. اهرام عظیم مصر یادآور نبوغ و دانش مصریان باستان است و با دیدن بقایای خاکستر شهروندان پمپئی که هنگام فوران کوه وزوویوس کشته شدند، متاثر می شویم. وقتی هوارد کارتر طلا و جواهرات مقبره توت عنخ آمون را فاش کرد، به ما نشان داد که برخی از یافته های باستان شناسی چقدر می توانند دیدنی، سودآور و آموزنده باشند. متأسفانه، بسیاری از مکان های باستانی باشکوه هنوز اسرار خود را فاش نکرده اند. و اینک پنج مورد از جذاب‌ترین رازهای باستان‌شناسی که هنوز در انتظار حل شدن هستند.

1. چرا محل مقبره اسکندر مقدونی یکی از بزرگترین اسرار باستان شناسی جهان است؟


مراسم تشییع جنازه اسکندر مقدونی

سال 323 قبل از میلاد وقتی اسکندر مقدونی تنها 32 سال سن داشت و در اوج قدرت خود بود. در حالی که در کاخ نبوکدنصر دوم در بابل استراحت می کرد ، پس از یک دوره نوشیدن مشروبات الکلی در جشن به شدت بیمار می شود. پس از گذشت 11 روز ضعف تشخیص داده نشده و با از دست دادن هوشیاری، اسکندر می میرد. این یک مرگ شرم آور برای چنین رهبر مشهور و جنگجو بود.

به جنازه اسکندر اجازه استراحت داده نشد. پس از اینکه جسد او را در یک تابوت طلا گذاشتند ، ژنرال ها و دوستانش یک راهپیمایی عظیم ترتیب دادند تا جسد اسکندر را به خانه برگردانند تا در مقدونیه به خاک سپرده شود. اما عده ای در کمین بودند! این یک گروه متخاصم نبود، بلکه یکی از خود آنها بود، یک ژنرال در ارتش اسکندر به نام بطلمیوس، که به عنوان بطلمیوس اول سوتر بر مصر حکومت می کرد .


آگوستوس قبل از مقبره اسکندر مقدونی اثر سباستین بوردون

بطلمیوس جسد اسکندر را ربود و با خود به مصر برد و در جایی در شهر ممفیس دفن کرد . پسرش بطلمیوس دوم فیلادلفوس آن را به شهری به نام او اسکندریه در سواحل مدیترانه منتقل کرد. این مقبره به زودی به مکانی برای زیارت تبدیل شد و رومی‌های معروفی مانند پومپیوس ، ژولیوس سزار ، آگوستوس ، هادریان و کالیگولا ، زمانی که در شهر گشت می‌زدند، مکان‌هایی را برای بازدید از آن ایجاد کردند.

و قبر قرنها قبل از ناپدید شدن در آنجا ماند. آخرین بار در عهد باستان سخنران یونانی لیبانیوس در سال 390 میلادی از آن یاد کرده است.

شهر باستانی اسکندریه ، 1885، از طریق دانشگاه رایس، هیوستون

محققان نمی توانند توضیح دهند که چرا متون تاریخی در ردیابی مکان مقبره اسکندر مقدونی شکست می خورند. با این وجود، باستان شناسان و مورخان نظریه های متعددی به ما ارائه کرده اند و برخی از قابل توجه ترین آن ها در اینجا ذکر شده است.

اسکندریه هر سال با سرعت 0.25 سانتی متر به آرامی در دریای مدیترانه فرو می رود. شاید به لطف این فرونشست، مقبره بیشتر در زیر زمین فرو رفت و سپس به سرعت مدفون شد و سپس برای حمایت از جمعیت رو به رشد شهر دوباره ساخته شد.

در سال 391 میلادی، امپراتور تئودوسیوس اعلام کرد که مسیحیت تنها دین قانونی است. همه نمادهای بت پرستی تبدیل به یک نفرت شد. بنابراین، ممکن است گروهی از مسیحیان خشمگین، که از ستایش مقبره اسکندر به وحشت افتاده بودند، آن را با شدت و خشم ویران کردند. در اسکندریه این نظریه اولویت دارد زیرا معبد سراپیس (سراپئوم) در سال 391 پس از میلاد، احتمالاً توسط یک گروه مسیحی ویران شد.

احتمال جالب دیگر این است که جسد اسکندر که با جسد شهید مسیحی سنت مارک اشتباه گرفته می شود ، از مقبره آن ربوده شده و از طریق دریای مدیترانه در ونیز مخفی شده است، و جایی در کلیسای سن مارکو (بازیلیکای سنت مارکو) به خاک سپرده شده است. اگر درست باشد، این یکی از بزرگترین موارد شناسایی اشتباه در تاریخ خواهد بود!

بیش از 140 حفاری با مجوز رسمی برای یافتن مقبره انجام شده است که هیچ کدام موفق نبوده اند. با پیشرفت‌های فناوری مانند رادار نفوذی زمین، شاید حفاری بعدی خوش شانس باشد و یکی از شگفت‌انگیزترین اسرار باستان‌شناسی جهان را حل می‌کند؟

2- چرا اسکریپت خطی مینوی کرت ترجمه نشده است؟


در داخل "مگارون ملکه" بازسازی شده کاخ کنوسوس

در سال 1886، باستان شناس بریتانیایی، آرتور ایوانز، متخصص تمدن های اژه در اواخر عصر برنز، شروع به جمع آوری قطعات سفالی در کرت کرد که با یک خط نوشته مرموز روبرو شد. او نمی دانست که آنها تقریباً 150 سال بعد رمزگشایی نشده باقی خواهند ماند.

بعدا نمونه‌های بیشتری در حفاری‌ها ، در کاخ کنوسوس در سال 1899 کشف شد، ایوانز دریافت که خط بخشی از یک سیستم خطی نوشتاری است - جدا از هیروگلیف‌های تصویری مصر باستان یا متون خط میخی بین‌النهرین - که به مینوسی متصل است . تمدنی که در حدود 1800 تا 1450 قبل از میلاد در گاهشماری مینوی ، در کرت شکوفا شد. این بین IIA مینوی میانه و IB مینوی پسین بود.

ایوانز همچنین خط دیگری را کشف کرد که آن را خط B نامید، که در اوایل دهه 1950 رمزگشایی شد و مشخص شد که شکل اولیه یونانی است که برای نوشتن زبان میسنی استفاده می شد .

لوح خطی از کاخ زاکروس

رمزگشایی زبان‌های باستانی دشوار است و نمونه‌های زیادی از متون نوشتاری وجود دارد که هنوز ترجمه نشده‌اند، از جمله خط هاراپان تمدن دره سند در آسیای جنوب شرقی، خط اولمک تمدن اولمک در ‌آمریکا، و حروف رونگورونگو Rapa-Nui (جزیره ایستر) در اقیانوس آرام، به نام چند.

فقدان ترجمه A خطی، اگر نه به دلیل تلاش، و بر اساس مقایسه با خط بعدی خط B، که در اسناد باستان شناسی در حدود 1400 قبل از میلاد ظاهر شد، متون احتمالاً ارقام حسابداری و سایر اسناد هستند. نگهداری این اطلاعات منطقی است، با توجه به اینکه کاخ های مینوی در کرت به احتمال زیاد به عنوان مراکز ذخیره و توزیع مجدد مواد غذایی مانند جو و گندم عمل می کردند.

سنگ روزتا و بازسازی ظاهر اولیه آن

دکتر استر سالگارلا در دانشگاه کمبریج در تحقیقات اخیر از مطالعات زبان‌شناختی، باستان‌شناسی و دیرینه‌شناسی برای ایجاد پایگاه ازعلائم خطی A استفاده کرده است . این به همان اندازه نزدیک به سنگ روزتا ، برای خطی است که محققان مینوسی دارند.

دکتر سالگارلا دریافته است که ارتباط بین اسکریپت های خط A و خط B ظریف تر از آن چیزی است که قبلا تصور می شد. و اینکه بخش‌هایی از خط قبلی توسط یونانیان به خط B خطی اقتباس شده است.

با کار او و قدرت پردازش کامپیوترهای مدرن، محققان یک گام به درک یکی از اسرار باستان شناسی ماندگار دنیای باستان و باز کردن کلام مکتوب تمدن مینوی باستان نزدیک تر شده اند.

3- چرا خطوط نازکا پرو ایجاد شد؟


نمای هوایی از خطوط نازکا

خطوط نازکا مجموعه ای از ژئوگلیف های عظیم است که در سراسر صحرای نازکا در جنوب پرو پراکنده شده اند. آنها توسط مردم فرهنگ نازکا بین 400 سال قبل از میلاد تا 500 پس از میلاد خلق شدند، که لایه ای از خاک خاکستری زرد متمایز را با حرکت دادن سنگ های بزرگ و سنگریزه های کوچک پراکنده در سراسر چشم انداز بیابان آشکار کردند.

بیش از 800 خط مستقیم، 300 شکل هندسی، و 70 طرح حیوانی و گیاهی (بیومورف) دیدنی وجود دارد که مجموعه خطوط نازکا را تشکیل می دهد. از آنجایی که بیشتر آنها بزرگ هستند - بین 400 تا 1100 متر طول دارند - بهترین راه برای مشاهده آنها از بالا، حدود 500 متر در هوا است.

ژئوگلیف ها در جزئیات ، هنرمندانه و دیدنی هستند. قابل تشخیص ترین آنها نمایش واضح حیوانات از جمله عنکبوت، میمون با دم حلقه دار، مرغ مگس خوار، کندور، پلیکان، مارمولک و نهنگ است.


مرغ مگس خوار

از زمان کشف مجدد آنها توسط باستان شناس پرویی Toribio Mejia Xesspe، که آنها را هنگام راه رفتن از یک تپه در سال 1927 مشاهده کرد، دانشمندان، باستان شناس و مردم شناسان درباره علت ایجاد خطوط نازکا بحث کردند.

یکی از اولین نظریه پردازان پل کوسوک، اولین محققی بود که آنها را از هوا مشاهده کرد. او در ابتدا پیشنهاد کرد که آنها بخشی از یک سیستم آبیاری باستانی هستند. در کنار ریچارد شادل و ماریا رایش، کوسوک بعداً پیشنهاد کرد که این خطوط ممکن است حتی بخشی از ویژگی‌های نجومی مانند رصدخانه یا نقشه اختری بوده باشند. آنها فکر می کردند که خطوط نشان دهنده نقاطی در افق هستند که در آن خورشید و سایر اجرام آسمانی در زمان انقلاب طلوع یا غروب می کنند. با این حال، جرالد هاوکینز و آنتونی آونی باستان شناسان معتقدند که شواهد کافی برای حمایت از این نظریه وجود ندارد، و بنابراین به طور گسترده پشتیبانی نمی شود.

یوهان راینهارد یکی از محبوب‌ترین نظریه‌های کنونی را ارائه کرد: مردم نازکا خطوط را به‌عنوان مسیرهای آیینی ایجاد کردند تا آنها را به مکان‌های مقدس راهنمایی کنند تا بتوانند از خدایان آب بیشتر و محصولات حاصلخیز درخواست کنند.


Humanoid Nazca Line

در سال 2011، یک تیم ژاپنی از دانشگاه یاماگاتا دو مجسمه کوچک را کشف کردند. این نقطه اوج پنج سال کار میدانی بود که 100 ژئوگلیف جدید را نشان داد . در سال 2019 و با کمک یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی، آنها می‌توانند داده‌های جمع‌آوری‌شده از تحقیقات گذشته را اسکن کرده و ژئوگلیف‌هایی را که قبلاً شناسایی نشده بودند، بیابند.

با پیشرفت سریع فناوری هواپیماهای بدون سرنشین و قدرت محاسباتی، شکی نیست که ژئوگلیف های نازکا بیشتری پیدا شود. و با آنها، شاید بیشتر به باستان شناسان اجازه دهد تا به طور قطع ثابت کنند که چرا مردم نازکا ، آنها را ایجاد کرده اند.

4. چرا مردم Diqu�s کره های سنگی کاستاریکا را تراشیدند؟


کره‌های سنگی کاستاریکا ، از طریق آمریکای لاتین و جغرافیای کارائیب

بیش از 300 پتروسفر (گوی سنگی) در دلتای دیکویس و در جزیره دل کانو در جنوب کاستاریکا وجود دارد. آنها که توسط مردم محلی به عنوان Bolas de Piedra شناخته می شوند، اعتقاد بر این است که آنها توسط فرهنگ Diqu�s که بین سال های 600 تا 1500 پس از میلاد در کاستاریکا شکوفا شد ایجاد شده اند. اندازه آنها بین 70 سانتی متر و قطر تقریبا 57/2 متر متغیر است و وزن آنها تا 16 تن تخمین زده می شود.

بیشتر سنگ ها دقیقاً از سنگ آذرین (آتشفشانی) معروف به گابرو و بازالت، تراشیده شده اند. همچنین بیش از 20 مورد از اشکال نرمتر روی سنگ آهک و ماسه سنگ حکاکی شده است.

بیشتر مکان‌های باستان‌شناسی در کاستاریکا قرن‌ها از غارت رنج برده‌اند، اما کره‌های سنگی به لطف لایه‌های ضخیم رسوب سنگین که صدها سال آنها را پوشانده و پنهان نگه داشته، نجات یافته‌اند. آنها در دهه 1930 زمانی که شرکت یونایتد فروت زمین های بزرگی را برای مزارع موز در جنوب کاستاریکا پاکسازی کرد، کشف شدند. آنها اکنون در فهرست میراث جهانی یونسکو به عنوان بخشی از سکونتگاه‌های اصلی پیشکلمبیایی با کره‌های سنگی Diqu�s هستند .

چهره ایستاده با ماسک جگوار، دیکوئیس - کاستاریکا

افرادی که آنها را ساختند هیچ سابقه مکتوبی از خود به جای نگذاشتند. تلاش برای بازسازی بافت به داده های باستان شناسی واگذار شده است. فرهنگ مردمی که آنها را ساخته اند مدت کوتاهی پس از فتح اسپانیایی ها منقرض شد. بنابراین، هیچ افسانه یا داستان دیگری که توسط مردم بومی کاستاریکا در مورد دلیل ساختن این کره ها نقل شده باشد، وجود ندارد.

با این حال، آنها نشان دهنده بقایای یک نبرد باستانی بین انسان ها و بیگانگان برای کنترل زمین نیستند، همانطور که برخی افراد پیشنهاد کرده اند.

5- چرا دیوار خط شبیب اردن یکی از ماندگارترین اسرار باستان شناسی است؟


خط شبیب

خط شبیب (دیوار شبیب) یک دیوار سنگی باستانی است که بیش از 150 کیلومتر از چشم انداز بیابانی اردن امتداد دارد. اعتقاد بر این است که از نزدیکی وادی الحسا در مرکز اردن شروع می شود و از تخته های سنگی و تپه های شنی به سمت راس النقاب در جنوب عبور می کند.

اگرچه مردم محلی قرن‌هاست که این دیوار می‌شناختند، اما در سال 1948 هنگامی که دیپلمات بریتانیایی سر الک کرکبرید، هنگام پرواز بر فراز منظره، متوجه دیوار شد، این دیوار مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. امروزه، توسط باستان شناسان هوایی در اردن (AAJ) در حال بررسی است. آنها دریافته اند که در جهت جنوب-جنوب غربی تا شمال-شمال شرقی امتداد دارد و دارای دیوارهای منشعب در طول آن است. همچنین حدود 100 برج با قطر بین دو تا چهار متر وجود دارد که احتمالاً به عنوان برج های دیده بانی و مکان هایی که مردم می توانستند از آفتاب خشن صحرا در آن پناه بگیرند استفاده می شد.

دیوید کندی باستان شناس می گوید که سفال های یافت شده در امتداد دیوار نشان می دهد که به احتمال زیاد در زمانی بین دوره نبطی (312 پیش از میلاد و 106 پس از میلاد) و دوره امویان (661-750 پس از میلاد) ساخته شده است. ممکن است به دستور یک مقام محلی یا جوامع جزیره ای سازماندهی نشده ساخته شده باشد.


خط شبیب

این دیوار فقط به ارتفاع حدود یک متر و ضخامت حدود نیم متر ساخته شده است، به این معنی که به عنوان یک مانع دفاعی طراحی نشده است. باستان شناسان پیشنهاد کرده اند که این مکان پناهگاهی امن برای شکارچیان و مسافران، مخفیگاهی برای شکار آسان ، یا شاید حتی یک مانع کشاورزی بین کشاورزان کم تحرک و شکارچیان عشایری بوده است.

شاید دیوار نوعی مرز با هدفی بوده که هنوز کشف نشده است؟ با کار میدانی گسترده تر، این احتمال وجود دارد که این معما در نهایت حل شود.