کرونس کرونوس Cronus Chronos ساتورن Saturn ، Titans ، سلطان زمان

کرونوس Kronos, Cronus خدای برداشت و عضو تایتان ها

عنوان: سلطان زمان

پدر: اورانوس Uranus

مادر: گایا Gaea

همسر: رئا Rhea

عاشق: فیلیرا ، دختر اوشنوس

جنسیت: مذکر

فرزندان: هستیا Hestia ، هادس Hades ، دمتر Demeter ، پوزیدون Poseidon ، هرا Hera ، زئوس Zeus ، شایرون Chiron ، تایفون ، کوریبانتس

خواهر و برادر: 17 خواهر و برادر داشت

اوشنوس، هایپریون، کوئوس، کریوس، یاپتوس، منموسین Mnemosyne ، تتیس، تیا، فیبی، تمیس، رئا Rhea، هکاتونچیرز Hecatoncheires ، سیکلوپس، غول ها، ارینیس، ملیادها و آفرودیت.

جانشین: زئوس

اقامتگاه: کوه اوتریس (قبلا) - تارتاروس

نبردها: تیتانوماکی

نماد: هایکرونس هاروپ و سیث

سمبل: دانه ، داس Sickle

حیوانات: مار

روز: شنبه ( همرا کرونو )

معادل رومی: ساتورن Saturnus, Saturn

معادل بین النهرین: نینورتا ، انلیل

معادل مصری : گب

معادل فینیقی: Ēl

معادل هیتی: هوری کوماربی

مرگ: نامیرا


Seventeenth-century image of the god Cronus, oil on canvas, by Giacinto Brandi

Universal

Chronos سلطان زمان

از آنجا که نام او اغلب با کلمه یونانی برای زمان اشتباه گرفته می شد، کرونوس، کرونوس اغلب به عنوان زمان پدر قدیمی به تصویر کشیده می شد، که با او، ویژگی های کمی به اشتراک می گذارند: بی رحمی، ریش، و scythe. در واقع در بسیاری از موارد این دو از نظر بصری غیرقابل تشخیص هستند.

کرونوس شخصیت سازی زمان در اساطیر یونان است. او را به شکل یک سر سه سر در نظر می گرفت. سر ها سر یک مرد، گاو نر و شیر بودند.

تخم مرغ جهان ازل

او به همراه دخترش آنانکه الهه اجتناب ناپذیری که به شکل مار نیز بود، به دور تخم جهان ازل گردانید، تا اینکه آن را از هم جدا کردند تا زمین، دریا و آسمان را تشکیل دهند. بر اساس فرقه اورفین، کرونوس آتر و خائوس را به دنیا آورد ویک تخم نقره ای در آتر ایجاد کرد. خارج از تخم مرغ خدایان فانس و هیدروس را که بعدها اولین خدایان و جهان را به دنیا آورد، خارج کرد. گاهی کرونوس به اشتباه با خدای تیتان کرونوس اشتباه گرفته می شد، یا عمداً با او محصور می شد.

در دوران باستان، کرونوس گاهی اوقات به عنوان کرونوس ، شخصیت زمان تعبیر می شد . نام یونانی کرونوس مترادف با کرونوس (زمان) است زیرا او مسیر و چرخه‌های فصول و دوره‌های زمانی را حفظ می‌کند، در حالی که نام لاتین زحل نشان می‌دهد که او اشباع از سال ها از زمانی که او پسرانش را می بلعد، که نشان می دهد که زمان قرون را می بلعد.

علاوه بر نام، داستان خوردن کرونوس فرزندانش نیز به عنوان تمثیلی از جنبه خاصی از زمان در حوزه نفوذ کرونوس تعبیر شد. همانطور که این تئوری پیش رفت، کرونوس نشان دهنده ویرانی های ویرانگر زمان بود که همه چیز را می بلعید، مفهومی که وقتی پادشاه تیتان خدایان المپیا را خورد - گذشته که آینده را می خورد، نسل قدیمی تر نسل بعدی را سرکوب می کرد، به تصویر کشیده شد.

ساتورن، کرونوس رومی، یک داس در این نقاشی دیواری پمپئی (قرن اول میلاد) در دست دارد.

Cronus خدای برداشت

بعدا دو خدای Chronos سلطان زمان و Cronus خدای برداشت با هم ادغام شدند.

کرونوس از داس (یا داس) استفاده می کرد، نمادی که او را با دنیای کشاورزی پیوند می داد. در واقع تصور می شد که کرونوس بر باروری و کشاورزی تسلط دارد. در دوره‌های بعد، او اغلب با خدای یونانی کرونوس مرتبط می‌شد، زمان که شخصیت آن بود، و بنابراین به‌عنوان پدر زمان اصلی، پیرمردی با داس که گذر فصل‌ها را کنترل می‌کرد، به تصویر کشیده شد. کرونوس جهان ماقبل تمدن را در هر دو جنبه منفی و مثبت آن نشان می داد. از یک طرف، او مظهر هرج و مرج دوران اولیه بود، دوره ای که در آن شخصی می توانست والدین و حتی فرزندان خود را به قتل برساند، همانطور که کرونوس انجام داد، با عواقب بسیار کمی. از سوی دیگر، او در جوانی، پیش از بروز مشکلات و نارضایتی های تمدن، با معصومیت و سعادت دنیا همراه بود. رومی‌ها به‌ویژه کرونوس یا ساتورن را به‌عنوان نماد عصر طلایی گم‌شده در نظر می‌گرفتند.

Chronos و Cronus

رواقیون کرونوس را با کرونوس (زمان) مرتبط می کردند. نقش او در داستان خلقت خدایان به این معنا تفسیر شد که همه چیز توسط زمان زاده شده است. فرزندان کرونوس نشان دهنده اعصار هستند و کرونوس آنها را می بلعد به این معنی است که "زمان قرون را از بین می برد."

وجود ندارد اگرچه هیچ پیوند ریشه‌شناختی بین کرونوس و کرونوس ، رواقیون معتقد بودند که تعریف یک کلمه به معنای اسطوره نیز هست. بنابراین شباهت کلمات تصویری از کرونوس را تداعی می‌کند که با تصویر پدر زمان به‌عنوان دروگر غم‌انگیز، مردی سالخورده که داس را دور می‌برد، ادغام شده بود، درست همانطور که کرونوس از داس برای سرنگونی پدرش اورانوس استفاده کرده بود.

شمایل نگاری

قدیمی‌ترین نمایش‌های هنری کرونوس به قرن پنجم قبل از میلاد برمی‌گردد، اگرچه شواهد ادبی وجود دارد که نشان می‌دهد پادشاه تایتان‌ها از قبل در هنر یونان حضور داشته است. نمایش‌های کرونوس را می‌توان روی سکه‌ها، مجسمه‌ها، نقش برجسته‌ها و تا حدودی نادرتر روی نقاشی‌های گلدانی یا نقاشی‌های دیواری یافت.

کرونوس به طور معمول به عنوان یک مرد بالغ، با موهای مجعد، شیک و ریش کامل، شبیه به پسرانش زئوس و پوزیدون به تصویر کشیده شد. در نقطه‌ای (دقیقاً مشخص نیست که چه زمانی) نماد نگاری کرونوس یا حجابی که روی سرش کشیده شد مشخص شد. او اغلب سینه برهنه بود.

ویژگی های نمادین کرونوس شامل داسی است که او برای اخته کردن پدرش از آن استفاده کرد (یک سلاح یونانی تیغه دار یا ابزار کشاورزی معروف به هارپ ) . او گاهی اوقات یک عصا را نیز حمل می کرد، به ویژه هنگامی که با ملکه خود رئا بر تاج و تخت خود نشان داده می شد.

ریشه ها

اسطوره کرونوس، مانند بسیاری از اسطوره های کیهانی یونانی، به وضوح مبتنی بر مدل های خاور نزدیک است. شورش کرونوس علیه پدرش اورانوس و سرنگونی متعاقب آن به دست پسرش زئوس شباهت‌های قابل توجهی با افسانه جانشینی هورو-هیتی دارد، جایی که خدای آسمان آنو اخته شده و توسط کوماربی سرنگون می‌شود، او نیز به نوبه خود توسط حکومت سرنگون می‌شود. خدای طوفان تشوب. یونانی‌ها که در زمان‌های اولیه با این اسطوره مواجه شده‌اند، آن را برای خود پذیرفتند و آنو را به اورانوس، کوماربی را به کرونوس و تشوب را به زئوس تبدیل کردند.

خاستگاه کرونوس توسط برخی از محققان از نقش او در دین استنباط شده است. در آیین باستانی کرونوس و جشن او با وارونگی اجتماعی همراه بود - به ویژه، معکوس کردن نقش های ارباب و برده. به نظر می رسد که این آیین از شمال سوریه سرچشمه گرفته است و همانطور که توسط مردم آناتولی به ویژه هیتی ها پذیرفته شده است، به یونانیان رسیده است. آیین واژگونی اجتماعی ممکن است در اسطوره کرونوس، خدای اولیه که توسط پسرش سرنگون می شود، منعکس شود.

ظهور کرونوس

به قدرت رسیدن پیروزمندانه کرونوس و سقوط تماشایی از شکوه، سنگ بنای تئوگونی هزیود بود . آخرین فرزند خدایان اولیه اورانوس و گایا، کرونوس در نزاع به دنیا آمد که ناشی از پارانویا و حسادت پدرش بود. اورانوس که متقاعد شده بود روزی فرزندانش علیه او شورش خواهند کرد، آنها را در تارتاروس، قلمروی جهنمی در اعماق زمین، زندانی کرد.

گایا که از ظلم اورانوس مضطرب شده بود، از فرزندانش خواست تا علیه پدر شریر خود شورش کنند. هنگامی که او به آنها یک داس سنگ چخماق به آنها پیشنهاد داد به این امید که ممکن است اسلحه بگیرند، فقط کرونوس به تماس او پاسخ داد. هزیود این مبادله را در تئوگونی شرح داد :

فرزندان من، پدری گناهکار، اگر از من اطاعت کنید، ما باید خشم پلید پدرتان را مجازات کنیم. زیرا او ابتدا به فکر انجام کارهای شرم آور بود. پس او گفت؛ اما ترس همه را فرا گرفت و هیچ یک از آنها سخنی بر زبان نیاوردند. اما کرونوس حیله گر بزرگ شجاعت به خرج داد و به مادر عزیزش پاسخ داد: "مادر، من این کار را به عهده می گیرم، زیرا من به پدر نامی بدمان احترام نمی گذارم، زیرا او ابتدا به فکر انجام کارهای شرم آور بود." پس گفت: و زمین پهناور در روح بسیار شادی کرد و او را در کمین نهاد و مخفی کرد و داس دندانه دار در دست او نهاد و تمام مکر را بر او آشکار کرد.

همانطور که هزیود به آن اشاره می کند، طرح به همان اندازه که شدید بود، ساده بود. کرونوس قرار بود اورانوس را غافلگیر کند، بر او چیره شود و اندام تناسلی او را با داس سنگ چخماق قطع کند. اگرچه برخی نسخه‌های این اسطوره ادعا می‌کنند که کرونوس از سایر تیتان‌ها (همه به جز اوشنوس) کمک گرفته است. هزیود او را مجبور می کند که به تنهایی بازی کند:

سپس پسر از کمین او دست چپ خود را دراز کرد و در دست راستش داس بلند بزرگ دندانه دار را گرفت و به سرعت اعضای پدر خود را جدا کرد و آنها را دور انداخت تا پشت سر او بیفتند.

خون اورانوس بر روی زمین ریخته شد و در همانجا ارینی ها، غول ها و ملیه ها به دنیا آمدند، در حالی که مردانگی اورانوس بریده شده به دریا ریخته شد، جایی که با کف دریا مخلوط شد و الهه آفرودیت را به وجود آورد.

پس از انجام این عمل، کرونوس داس خود را در امواج انداخت و آن را در زیر جزیره کورفو ، که از دوران باستان به دلیل شکل داسی مانندش مورد توجه بود، پنهان کرد و نام باستانی خود را Drepane ("داس") گذاشت.

در برخی از نوشته ها، یک جفت الهی متفاوت، اوفیون و اورینوم ، دختر اوشنوس، گفته می‌شود که در دوران اولیه تایتان‌ها بر کوه المپ حکومت می‌کردند. رئا با اورینوم و کرونوس با اوفیون جنگیدند و پس از شکست دادن آنها آنها را به امواج اقیانوس انداختند و به این ترتیب به جای آنها فرمانروایی شدند.

کرونوس و فیلیرا

در کوه پلیون، کرونوس با Oceanid Philyra، دختر اوشنوس و تتیس رابطه نامشروع داشت. یک روز، زمانی که کرونوس با فیلیرا دراز کشیده بود، رئا حرف او را قطع کرد و در وحشت، خود را به اسب نر تبدیل کرد و فرار کرد. فیلیرا حامله شد و سنتور Cheiron را به دنیا آورد. او که از فکر این که باید یک موجود نیمه اسب و نیمه انسان را شیر دهد و بزرگ کند، منزجر شد، دعا کرد که به چیز دیگری تبدیل شود، و زئوس، همدردی با وضعیت اسفناک او، او را به درخت نمدار تبدیل کرد.

سقوط کرونوس

با این حال، در مقطعی کرونس با خشونت و به طرز چشمگیری راه خود را تغییر داد. او از ترس شورش، هم سیکلوپس و هم هکاتونچیرها را در تارتاروس زندانی کرد و اژدهایان کمپ را برای نگهبانی از آن ها قرار داد. نگران یک پیشگویی که می گفت توسط یکی از فرزندانش سرنگون خواهد شد، شروع به بلعیدن همه آنها کرد، یکی یکی. رئا با دیدن اینکه شوهرش در واقع پس از آغشته شدن به فرزند ششمش به اورانوس تبدیل شده است، برای کمک به گایا روی آورد.


کرونوس و فرزندش اثر جووانی فرانچسکو رومانلی ، موزه ملی در ورشو ، تصویر قرن هفدهمی از تیتان کرونوس به عنوان " پدر زمان "، در حالی که یک داس درو را در دست دارد

شورش زئوس: تیتانوماچی

کرونوس در پیروزی خود، سلطنت تایتان ها را آغاز کرد که گاهی اوقات به عنوان عصر طلایی شناخته می شود.

کروناس پس از به دست گرفتن قدرت با خواهرش رئا ازدواج کرد و برای مدتی همه چیز کامل به نظر می رسید. تولید محصولات برای همه انسان ها. انسان ها که از تلاش ها و کار سخت نگران نبودند، زندگی بی خیال و سالم می کردند که با آرامش همراه بود و تنها زمانی که بسیار پیر بودند به پایان رسید. برخی می گویند که حتی خود خدایان نیز در زمان کرونس در میان انسان ها راه می رفتند. بدون شک این عصر طلایی ، زیباترین از پنج دوره افسانه ای انسان بود.

اما صلح کوتاه مدت بود. کرونوس مانند پدرش حسادت و ظالم شد. ابتدا سیکلوپ ها و هکاتونچیرها سیکلوپس ها ، را به تارتاروس تبعید کرد و بدین ترتیب گایا را خشمگین کرد (همانطور که اورانوس با زندانی کردن فرزندانش او را عصبانی کرده بود). همچنین مانند اورانوس، کرونوس مشکوک شد که فرزندانش که از خواهر و همسرش رئا متولد شده بودند، تلاش خواهند کرد تا قدرت او را غصب کنند. کرونوس در تلاش برای جلوگیری از این مصیبت، هر یک از فرزندان خود را به محض بیرون آمدن از رحم می خورد. اگر رئا که سنگ قنداق پوشیده را به جای زئوس، آخرین شش فرزندش، جایگزین کرد، همه آنها را می خورد.


رئا سنگ را به کرونوس می دهد، خط نقاشی قرن نوزدهم اثر کارل فردریش شینکل

گایا به دخترش مشاوره داد تا به کرت برود -جایی که در نهایت تایتان ها پسری توانا به نام زئوس به دنیا آورد. رئا که از توصیه های بیشتر برانگیخته شده بود، فرزندش را در آنجا ترک کرد و سنگی را که با لباس های چرخان پیچیده شده بود به جای نوزاد مفروض به کرونس داد. کرونس سنگ را بلعید، بی گمان از هر گونه بازی ناپاک، و غافل از اینکه پوره ها در عین حال بالا بردن سرنگون کننده نهایی خود را در کرت .

زئوس زیر نظر گایا به بلوغ رسید و علیه پدرش قیام کرد. زئوس موفق شد به پدرش یک نوشیدنی ناشی از استفراغ (آماده شده توسط متیس) به جای شراب مورد علاقه او بدهد. این امر منجر به جدا شدن کرونس از تمام فرزندانش شد اول، زئوس کرونوس را مجبور کرد تا بچه‌های دیگر - هستیا، هرا، دمتر، هادس و پوزیدون - را که کرونوس به محض بدنیا آمدن آنها را بلعیده بود، بازگرداند. سپس زئوس و خواهران و برادرانش علیه پدرشان متحد شدند و به المپیان معروف شدند که به خاطر خانه‌شان در کوه المپ نامگذاری شد.

رئا زئوس را در کرت ترک کرد، جایی که آمالتیا و ملیا به او غذا دادند. رئا مرتباً با او ملاقات می کرد و به او یاد می داد که چگونه انتقام بگیرد. در برخی روایات، یک پوره به نام آدامانتیا زئوس را از طنابی که به درخت آویزان بود آویزان کرد تا او را از کرونوس پنهان کند. زئوس بزرگ شد تا قوی و باشکوه باشد. رئا از دوستش متیس، دختر اوشنوس و تتیس، دعوت کرد تا زئوس را برای نقشش در سرنگونی کرونوس آماده کند. متیس مخلوطی از سولفات مس ، آب خشخاش و شربت مانا ساخت که به زئوس داد.

زئوس این مخلوط را نزد کرونوس برد و به محض شروع نوشیدن آن، فرزندانش را یکی یکی پرتاب کرد. ابتدا سنگ آمد، سپس پوزیدون، هادس، هرا، دمتر و هستیا. کرونوس پس از بیرون انداختن فرزندانش بیهوش شد و زئوس سعی کرد کرونوس را با داس خود سر ببرد اما قدرت آن را نداشت. خواهران و برادران زئوس از او برای آزادی آنها تشکر کردند و با او بیعت کردند. آنها با هم کرونوس را سرنگون کردند و عصر جدیدی را آغاز کردند

در درگیری متعاقب، معروف به Titanomachy، جناح المپیک زئوس در نهایت با کمک گرفتن از سیکلوپس Cyclopes و Hecatoncheires هکاتونچیرها که آنها را از زندان زیرزمینی خود آزاد کردند، برنده شد. زئوس، پادشاه جدید خدایان، سپس کرونوس و سایر تیتان ها را به تارتاروس تبعید کرد تا برای همیشه رنج بکشند.

اما نسخه های دیگری از چگونگی سرنگونی زئوس کرونوس وجود داشت. در یکی از سنت‌های اورفیک، زئوس به توصیه الهه نایکس ("شب") به کرونوس استفراغ خوراند ، سپس در حالی که ناتوان بود، او را بستند و اخته کرد. در سنت دیگری، زئوس و کرونوس تن به تن با هم جنگیدند و نبرد آنها اولین مسابقه کشتی در المپیا، مکان آینده بازی های المپیک بود.

کرونوس نفرین شد تا به تنهایی به جهان سفر کند و ابدیت را بسنجد. بنابراین او به عنوان " پدر پیر زمان " شناخته می شد. او شروع به پیر شدن کرد و گذر بی امان زمان را به همه یادآوری کرد که در نهایت همه انسان ها را به پایان روزگارشان می برد. در روایات دیگر کرونوس به همراه بقیه خواهران و برادرانش به تارتاروس فرستاده شد. اسطوره های دیگر بیان می کنند که او اجازه داشت بقیه روزهای خود را در جزایر مبارکه زندگی کند.

در برخی از روایات، تایتان ها در نهایت از تارتاروس آزاد شدند. کرونوس ممکن است بر جزایر برکت حکومت کند، سرزمینی خوشبخت در زندگی پس از مرگ که بزرگترین قهرمانان از آن لذت می برند. کرونوس و برادران تیتانش ظاهراً برای همیشه در تارتاروس محصور هستند. اما در روایات دیگر کرونوس و دیگر تیتان های زندانی در نهایت با رحمت زئوس آزاد می شوند. و برای فرمانروایی به جزیره مبارکه می روند .

کرونوس که از تاج و تخت خلع شده بود یا به لاتیوم (لاتزیو مدرن) فرار کرد یا در تارتاروس با بقیه تایتان ها زندانی شد. در هر صورت، به نظر می رسد او به راه های خوب قدیمی خود بازگشته است، از آنجا که، در زمان، او را به عنوان حاکم جزایر برکت، یک آبادی بهشت مانند، که در آن روح تنها بزرگترین قهرمانان پس از مرگ زمینی خود زندگی می کردند ترویج شد.

و آنها دست نخورده از غم و اندوه در جزایر مبارک در امتداد ساحل اقیانوس زندگی می کنند، قهرمانان شادی که زمین غله دهنده برای آنها میوه شیرین عسل به بار می آورد که سالی سه بار شکوفا می شود، دور از خدایان بی مرگ، و کرونوس بر آنها حکومت می کند. ; زیرا پدر انسانها و خدایان او را از بند خود رها کرد.

زئوس کرونوس و برادرانش را از زندان آزاد کرد و تایتان قدیمی را پادشاه جزایر الیزیا، خانه مردگان مبارک کرد.

کرونوس در اصل همان خرونوس (کرونوس)، خدای اولیه زمان در تئوگونی‌های اورفیک بود .

برج کرونوس، جایی که نسیم های اقیانوس در اطراف جزیره مبارک می وزد و دارای گل های طلایی است. شعله ور، برخی از درختان پر زرق و برق در خشکی، در حالی که آب برخی دیگر را پرورش می دهد. آنها با این تاج گل ها و حلقه های گل دستان خود را مطابق نصایح صالح رادامانتیس در هم می پیچند که پدر بزرگ، شوهر رئا که تاج و تختش بالاتر از دیگران است، او را به عنوان شریک خود در کنار خود نگه می دارد.

در یکی از نسخه‌های منشأ تایفون، پس از شکست غول‌ها ، گایا در خشم زئوس به هرا تهمت زد و او نزد کرونوس رفت. کرونوس دو تخم مرغ آغشته به نطفه خود به دخترش داد و به او گفت که آنها را در زیر زمین دفن کند تا موجودی به وجود بیاید که بتواند زئوس را از سلطنت خلع کند. هرا این کار را کرد و بدین ترتیب تایفون به وجود آمد.

کرونوس پدر قنطورس خردمند Chiron توسط اقیانوسی فیلیرا بود که متعاقباً به درخت نمدار تبدیل شد. خدا با پوره شریک شد، اما همسرش رئا به طور غیرمنتظره ای روی آنها راه رفت. کرونوس برای فرار از گرفتار شدن در رختخواب با دیگری، به شکل اسب نر در آمد و تاخت ، از این رو، شکل نیمه انسان و نیمه اسب فرزندان آنها به وجود آمد. گفته می شود که این اتفاق در کوه پلیون رخ داده است.

دو پسر دیگر کرونوس و فیلیرا ممکن است دولوپس باشند و Aphrus، جد و همنام Aphroi، یعنی آفریقایی های بومی . در برخی روایت ها، کرونوس را پدر کوریبانتس نیز می نامیدند .

منابع دیگر ادعا کردند که کرونوس از زئوس فرار کرد و به ایتالیا آمد و آغاز عصر طلایی را در آنجا نوید می داد. دیگران هنوز هم می گفتند که کرونوس در جزیره ای فراتر از بریتانیا در خواب ابدی خوابیده است که توسط بریاروس محافظت می شود و شیاطین زیادی در آن حضور دارند.


کرونوس، نقش برجسته بر روی قلعه در Edzell، اسکاتلند.

نسخه های دیگر

بعدها، کرونوس ظاهراً با خدای مصری گب ، تجسم اولیه زمین شناخته شد، زیرا او به عنوان پدر ایزس خوانده شد. و همچنین تایفون (نام یونانی خدای مصری ست ) و همچنین نفتیس ، همه فرزندان گب و نات در اساطیر مصر باستان .

روایتی منطقی از اسطوره کرونوس که در لیبی در شمال آفریقا اتفاق می‌افتد، توسط مورخ دیودوروس سیسیلی نقل شده است. به گفته دیودوروس، کرونوس، رئا و سایر تیتان ها فرزندان اورانوس و تیته آ بودند. رئا ابتدا با آمون، پادشاه لیبی ازدواج کرد، اما سپس او را ترک کرد تا با برادر کوچکترش کرونوس ازدواج کند. رئا بعداً کرونوس و سایر تیتان‌ها را به جنگ با آمون تحریک کرد که سرانجام به کرت گریخت. ، سرانجام، دیونیسوس پسر آمون، به حکومت ظالمانه کرونوس پایان داد . دیونیزوس، زئوس، پسر کرونوس و رئا را (در این سنت) به عنوان پادشاه مصر منصوب کرد و این دو با هم متحد شدند تا بقیه تیتان ها را شکست دهند.

جشنواره ها

مهم ترین جشن کرونوس کرونیا بود که در چندین شهر یونان برگزار می شد. در آتن، کرونیا در تابستان، در ماه هکاتومبایون، اولین ماه سال جدید (در ماه جولای) برگزار می شد. این جشنواره با برداشت محصول همراه بود. این جشن در معبد کرونوس، واقع در نزدیکی معبد بزرگ زئوس المپیک برگزار شد.

جشنواره های کرونیا در شهرهای دیگر نیز برگزار شد. به عنوان مثال، در اسکندریه، کیک های مخصوصی پخته می شد و در معبد کرونوس توزیع می شد. در تبس، جشنواره ای از خدمتکاران به نام کرونیا وجود داشت که شامل مسابقات هنری بود.

کرونوس در جشنواره های آغاز پانهلنیک که در "روزهای سگ" تابستان برگزار می شد، مورد تقدیر قرار گرفت. در تسالی، در اوایل ظهور "ستاره سگ" سیریوس، جشن کرونوس در کوه Pelion در تسالی، در غاری که با پسر کرونوس، Chiron مرتبط بود، برگزار شد.

کرونوس نیز گاهی در بهار پرستش می شد. در آتن، او در ماه الافبولیون (مارس/آوریل) کیک و قربانی دریافت کرد. در الیس، کرونوس در ماه کرونیون، که به نام او نامگذاری شده بود، در حوالی زمان اعتدال بهاری قربانی دریافت کرد. ماه‌هایی نیز به نام کرونیون پس از کرونوس وجود داشت، معمولاً در تابستان یا پاییز، که به معنای برگزاری جشنواره‌های کرونوس در این زمان بود. در روم، جایی که کرونوس به عنوان ساتورن پرستش می شد، جشن اصلی خدا Saturnalia نام داشت. تقریباً مانند کرونیا، به عنوان زمان کارناوال و عیاشی شناخته می شد که در آن هنجارهای اجتماعی زیر و رو می شد: اربابان در انتظار بردگان خود بودند، قمار مجاز بود، و نوشیدن مشروب و مهمانی عملاً مورد نیاز بود.

سرانجام کرونوس ارتباط نزدیکی با اوراکل در دلفی داشت. در قلب معبد سنگی کروی قرار داشت که به اومفالو معروف بود . اعتقاد بر این بود که omphalos نشان دهنده مرکز جهان است (از این رو نام آن، که کلمه یونانی برای "ناف" است). گویا این سنگی بود که رئا به کرونوس داده بود تا به جای زئوس ببلعد. هنگامی که کرونوس فرزندان خود را پس گرفت، ابتدا سنگ را تف کرد که در دلفی به زمین افتاد. حتی یک سنت وجود داشت که کرونوس را صاحب اصلی اوراکل در دلفی کرد.

فدا کردن انسان

کرونوس که معمولاً به عنوان خدای برداشت و عصر طلایی آرمان‌شهری پرستش می‌شد، جنبه تاریک‌تری نیز داشت که گاهی در فرقه او به نمایش گذاشته می‌شد. یونانیان قربانی انسان را با کرونوس مرتبط می کردند. خود یونانی ها اصرار داشتند که دیگر چنین مراسم وحشیانه ای را انجام نمی دهند. اگرچه آنها اغلب اصرار داشتند که "بربرها" هنوز انسان ها را برای کرونوس قربانی می کنند.

بیش از همه به فنیقی ها - و به ویژه کارتاژنی ها - بود که یونانیان فداکاری انسان را نسبت دادند. منابع یونانی باستان کارتاژنی‌ها را به‌عنوان قربانی کردن کودکان خانواده‌های اصیل با گذاشتن آنها بر روی بازوهای دراز مجسمه مکانیکی کرونوس - بعل برای کارتاژنی‌ها - نشان می‌دادند که سپس آنها را در یک تشت برنزی می‌غلطاندند و در آنجا زنده می‌سوزانند.

با این حال، چنین گزارش هایی ممکن است چیزی بیش از تبلیغات الهام گرفته از درگیری های مختلف کارتاژنی ها با یونانی ها و رومی ها نباشد. در هر صورت، همچنین گزارش‌هایی از قربانی‌های انسانی برای کرونوس وجود دارد که در جهان یونان انجام می‌شد، برای مثال در جشنواره‌ای در جزیره رودس که در روز ششم ماه Metageitnion (اوت/سپتامبر) جشن گرفته می‌شد.

فرهنگ پاپ

کرونوس اغلب به کرونوس، خدایی مرتبط با زمان، جذب شده است و این دو در نهایت در شخصیت پدر تایم ادغام شدند. این آمیختگی احتمالاً نتیجه شباهت بین نام کرونوس و کلمه یونانی کرونوس به معنای "زمان" است - نمونه ای کلاسیک از ریشه شناسی عامیانه. این همچنین توضیح می دهد که چرا شخصیت Father Time اغلب یک داس را به کار می گیرد، ابزاری که ارتباط نزدیکی با کرونوس دارد.

ساتورن - الهه زراعت و کشاورزی

ساتورن در اساطیر روم باستان، است و سمبل دوران طلایی اساطیر است.

در عقاید قرون وسطی، ساتورن نشانه بدبختی، نگرانی، مالیخولیا، بیماری و کارسخت است گرچه مظهر نظم و انضباط هم هست.

ساتورن یکی از الهه های قدرتمند و حامی بذر و دانه و کشت است.

ساتورن به همراه همسرش اپس ops ، یاریگر درو و برداشت محصول است.

بر خلاف یونانیان باستان، رومی ها زحل (برای آن است که چگونه کرونوس می نامیدم) را این همه بد نمی دانست. او با این باور که هنگامی که به لاتیوم (منطقه ایتالیا که رم را شامل می شود) فرار کرد، بار دیگر عصر طلایی (این بار تنها در رم) را مؤسسه کرد، آن ها هر دسامبر در جریان یک جشنواره معروف شش روزه به نام زحلالیا که احتمالاً مهم ترین تعطیلات رم و تعطیلاتی است که بدون شک بر نحوه جشن کریسمس امروز مردم تأثیر داشته است، جشن می گرفتند.

در نتیجه اهمیت کرونوس برای رومیان، نوع رومی او، زحل، تأثیر زیادی بر فرهنگ غرب گذاشته است . هفتمین روز از هفته یهودی-مسیحی در لاتین Dies Saturni ("روز زحل") نامیده می شود که به نوبه خود اقتباس شد و منبع کلمه Saturday انگلیسی شد . در نجوم ، سیاره زحل به نام خدای رومی نامگذاری شده است.

کرونوس با نام مستعار Geb در مصر یونانی-رومی

در مصر یونانی-رومی، کرونوس با خدای مصری گب برابری می‌شد، زیرا در اساطیر مصر موقعیتی کاملاً مشابه به عنوان پدر خدایان ازیریس ، ایزیس ، ست و نفتیس داشت گب و کرونوس در اینجا بخشی از نسخه محلی فرقه سوبک ، خدای تمساح بودند .

نجوم

ستاره ای ( HD 240430 ) در سال 2017 به نام او نامگذاری شد که گزارش شد سیارات خود را بلعیده است. سیاره زحل که از معادل رومی کرونوس نامگذاری شده است، هنوز در یونانی جدید به عنوان "کرونوس" شناخته می شود.